روانشناسی تجارت: اهداف سود در فارکس با XM
نوشته شده توسط
پژوهشگر مقایسه پلت فرم کارگزار فارکس
پلتفرم های معاملاتی و سیستم های حساب کارگزار را تجزیه و تحلیل و مقایسه می کند.
بستن معامله در مطلوب ترین سطح قیمت به همان اندازه مهم است که وارد معامله در زمان مناسب شوید. در پایان، سطح قیمتی که در آن از موقعیت خود خارج می شوید و از معامله خارج می شوید، سود یا زیان کلی معامله شما را تعیین می کند. در این مقاله، روانشناسی اهداف سود و بازی احتمالات هر معامله را روشن خواهم کرد.
هر معامله ای یک نتیجه تصادفی دارد
وقتی وارد یک معامله میشوید، باید بدانید که نتیجه آن تقریباً کاملاً تصادفی است. حتی بهترین معاملهگران حرفهای در بانکهای سرمایهگذاری نرخ برندهای کمی بیش از 50 درصد دارند. این بدان معنی است که ما نمی توانیم نتیجه یک معامله را کنترل کنیم. احتمال برنده و بازنده بودن آن برابر است.
اینجاست که اعداد وارد عمل می شوند. اگرچه هر معامله ای یک نتیجه تصادفی دارد، معامله گران می توانند با انجام معاملات با احتمال بالا و استفاده از قوانین سختگیرانه مدیریت ریسک، با حجم نمونه به اندازه کافی بزرگ، برتری کسب کنند. درک این احتمالاً بزرگترین مانعی است که معامله گران هنگام فکر کردن به اهداف سود دارند.
این واقعیت که معامله قبلی نتیجه سودآوری داشت، همراه با همان تنظیم معامله در یک معامله جدید، به این معنی نیست که معامله جدید دوباره برنده خواهد بود. با این حال، روانشناسی انسان تمایل دارد این رویدادها را به گونه ای به هم مرتبط کند که نتایج خاصی را از رویدادهای تصادفی ایجاد کند. اگرچه بازارها با شکلگیری روندهای نزولی، روندهای صعودی و الگوهای قیمتی خاص، نشانههایی از رفتار قابل پیشبینی نشان میدهند، اما برای معاملهگران مهم است که بدانند نتیجه هر معامله به تنهایی یک رویداد تصادفی و نامطمئن است.
همانطور که گفته شد، معامله گران با پایبندی به دو درک زیر در طول زمان در بازارها سودهای ثابتی کسب می کنند. اولین مورد این است که معامله گران می توانند با پایبندی به یک استراتژی معاملاتی با احتمال بالا در مدت زمان کافی طولانی و حجم نمونه به اندازه کافی بزرگ از معاملات، برتری بیشتری نسبت به بازار کسب کنند. درک دوم این است که هر معامله ای که انجام می دهیم یک نتیجه تصادفی و نامشخص دارد و احتمال یکسانی برای برنده یا بازنده بودن دارد.
انتظار دشمن موفقیت تجارت است
هنگامی که به طور کامل این واقعیت را درک کردید که هر معامله یک نتیجه کاملا تصادفی دارد و ما به هیچ وجه نمی توانیم بازار را کنترل کنیم، قبول زیان راحت تر خواهید بود و هیچ انتظاری در مورد نتیجه معامله نخواهید داشت. هنگامی که به طور کامل این واقعیت را پذیرفتید، احساس آرامش فوری خواهید کرد و از تعقیب بازار برای برنده شدن در معاملات دست نمی کشید.
به نمودار بالا نگاهی بیندازید. قیمت به یک خط مقاومت نزدیک میشود و دو نتیجه ممکن را به معامله میدهد: قیمت یا خط مقاومت را میشکند و بالا میرود، یا مقاومت را دوباره آزمایش میکند و پایین میآید. اگر استراتژی معاملاتی شما کاملاً جامع باشد و اصول اولیه را با نکات فنی ترکیب کند، ممکن است در پیشبینی اینکه بازار در آینده چه خواهد کرد، برتری کمی داشته باشید. با این حال، حتی با 20 درصد سود، هیچ راهی وجود ندارد که دقیقاً نتیجه این معامله واحد را بدانیم.
شما می دانید که با تعداد زیادی از معاملات، برتری بیشتری نسبت به بازار خواهید داشت و در نهایت سودآور خواهید بود. این حالت ذهنی با از بین بردن انتظارات، هرگونه احساسی را در معاملات از بین می برد که به نوبه خود شما را به یک تحلیلگر بازار و معامله گر بهتر تبدیل می کند. اینکه یک معامله سودآور باشد یا نه در دست شما نیست. شما فقط می دانید که پس از یک سری معاملات با استفاده از یک استراتژی با احتمال بالا، در نهایت باید به سود خود برسید.
کازینوها نیز رویکرد مشابهی دارند. آنها می دانند که خانه همیشه پس از صدها یا هزاران بازی در نهایت برنده می شود، اما نمی دانند که آیا یک بازی رولت برای آنها برنده خواهد بود یا بازنده.
بهترین راه برای نزدیک شدن به اهداف سود و خروج از تجارت
اگر هر معامله یک نتیجه تصادفی داشته باشد و بازار را نتوان کنترل کرد، بهترین راه برای معامله اهداف سود و خروج از معامله چیست؟ بدیهی است که اولین قدم داشتن یک استراتژی معاملاتی موثر است که پتانسیل سودآوری در تعداد معینی از معاملات را داشته باشد. استراتژیهای پرایس اکشن و استراتژیهای مبتنی بر اصول بنیادی (برای معاملات بلندمدت) در صورتی که به روش صحیح اجرا شوند، سابقه اثبات شدهای دارند. هر چه که تصمیمات معاملاتی خود را بر اساس آن قرار دهید، باید به طور مداوم قوانین ورود و خروج خود را دنبال کنید تا در بلندمدت نتایج مثبتی را مشاهده کنید.
همانطور که گفته شد، هنگامی که معامله خود را باز کردید و اهداف Stop Loss و Take Profit را تعیین کردید، باید موقعیت را به حال خود رها کنید. به عنوان "تنظیم و فراموش کردن" شناخته می شود، اگر ما نتوانیم بازار را کنترل کنیم، پس از باز شدن تجارت، دلیلی برای دخالت وجود ندارد. یا به هدف Take Profit یا Stop Loss شما خواهد رسید، و اگر هیچ انتظاری در مورد آن معامله خاص نداشته باشید (همانطور که در بالا ذکر شد)، نسبت به نتیجه کاملا بی تفاوت خواهید بود.
هیچ راهی وجود ندارد که حتی بدانیم این موقعیت چقدر به نفع ما خواهد بود. ممکن است چند پیپ هدف ما را از دست بدهد و بر خلاف ما باشد، در حالی که یک معامله گر باتجربه ممکن است گاهی از احساسات خود برای خروج از معامله با مطلوب ترین قیمت استفاده کند.
نتیجه
روانشناسی انسان ما را وادار می کند که در مورد هر تصمیمی که می گیریم درست باشیم. همین امر در مورد معاملات نیز صدق می کند. معامله گران سعی می کنند تمام تصمیمات معاملاتی را درست بگیرند و زمانی که یک تنظیم تجاری "عالی" بازنده شود ناراحت می شوند. با این حال، بازارها به این شکل عمل نمی کنند و هیچ معنایی برای تعقیب بازار وجود ندارد. همانطور که در این مقاله بحث شد، دو درک اساسی وجود دارد که معاملهگران باید آنها را درک کرده و از آنها استقبال کنند. اولاً، معاملهگران در سراسر جهان با پایبندی به یک استراتژی معاملاتی مؤثر و استفاده از لبه معاملاتی خود در تعداد معاملات بالا، سودهای ثابتی به دست میآورند. دوم، هر معامله ای یک نتیجه تصادفی دارد و تقریباً احتمال یکسانی برای برنده شدن یا بازنده شدن دارد.
حتی معاملهگران حرفهای نیز نرخ برد نزدیکتر از ۵۰ درصد از آنچه فکر میکنید دارند، به این معنی که برندهها و بازندهها تقریباً به طور مساوی توزیع میشوند. با این حال، ثبات، مدیریت ریسک، نسبت ریسک به پاداش، و صبور بودن در مورد از دست دادن معاملات است که باعث سود بیش از حجم نمونه بزرگ معاملات می شود. معامله گران اولیه درک می کنند که نمی توانند بازار را به هیچ وجه کنترل کنند. برای نتیجه آنها بهتر است.